خردادنامه
البته اگر بخواهی با حساب دودوتا-چهارتا به روح ملت پی ببری، بعید است که به نتیجه برسی. گرفتن رأی در کشور ما معمول نشده و نمیتواند معمول بشود؛ چون نتیجهی آن، نمودار ارادهی ملت نیست. اما برای این کار، راههای دیگری هم هست. ارادهی مردم، با هوایی که به سینه میکشیم به ما الهام میشود؛ آن را در دلهامان حس میکنیم. من صحبت از جریانهای عمیقی نمیکنم که مثل کلانموجهای ژرف، دریای به-ظاهر-آرام ِ جامعه را به جنبش انداختهاند و بر هر شخص ِ بَری از پیشداوری، آشکار هستند. نه؛ جامعه را به معنای محدودش در نظر بیاور. همهی احزاب گوناگونِ روشنفکران که در گذشته همیشه با هم در ستیز بودند، متحد شدهاند. اختلافها همه تمام شده است و تمام جرایدْ همصدا شدهاند و همهی مردم، نیروی تندبادی که آنها را در خود گرفته و در یک جهت واحد به پیش میبرد، احساس کردهاند.
آنا کارنینا – لئو تولستوی (برگردان سروش حبیبی)
فصل 8، بخش 16، صفحه 986
فکر کن همین شبهای خرداد است، اما مثل باقی ِ شبها نیمساعتی قبل ِ خوابیدن، آنا کارنینا را از همانجایی که دیشب مانده، باز میکنی، و نخستین خطوطی که میخوانی، همین بند بالاست. تازه قضیهْ وقتی جالبتر میشود که همان شباش، یادداشت انتخاباتیای به تاریخ 20 خرداد 88 را پیدا کرده بودی. میخواهم این یادداشت را هم اینجا نقل کنم (احساسی شبیه نفسگیریِ قبل از شیرجه در استخر!) یادداشت، مربوط میشود به بعد از مناظرههای معروف و قبل از انتخابات. نارضایتی ِ جنابمان از روند مدیریت مناظرهها، گرچه خبر از خیلی وقایع ِ پیش ِ رو میداد، اما خب حالا با اطلاع از همان وقایع، بازخوانی ِ این یادداشتی که در حین نوشتناش طبیعتاً از آن وقایعْ بیخبر بودم، لطف مضاعفی دارد:
دیر به سراغ این دفتر آمدم، اما نام بردن از برخی رخدادهای تاریخیای که در جریان این روزها بهوقوع پیوست، شاید خالی از لطف نباشد. یکی از ابتکارات این دوره، برگزاری مناظرههای رودرروی تلویزیونی ِ کاندیداها بود که همهاش حاشیه بود. آقای احمدینژاد که انصافاً ملت را خر فرض کرده و خود را خرسوار. اگرچه از عنایات بیشائبه ایشان در سالهای قبل بیخبر نبودیم که چه بر سر این کشور آورد؛ اما این چند روز، الحقوالانصاف که سنگ تمام گذاشت و با دروغهای چند-منی و تهمتهای ده-گزی به این و آن، ظرفیت خود را برای احراز پست چهار سال ریاست جمهوری ایران، بهخوبی به اثبات همه رساند. روزهای خوبی بود این روزها که شاید در چندین سال آینده بهوقوع نپیوندد. اینکه بسیاری مسائل پشت پردهی این نظام، در معرض قضاوت عقل منصف این مردم ِ دست-از-همه-جا-کوتاهْ واقع شده و آن کوچکترین کاری که از دستشان برمیآید، یعنی یک رأی را، بااهمیت جلوه میدهد.
پسفردا انتخابات است و شانس مشروعیت این نظام، 3/4. گرچه از دید ما هیچکس بهتر ازبرای نشستن در این منصب و مرهمی بر دل این ملت بیچاره در این مَقطع از زمان نیست.
واقعاً که خیانت به این ملت و دروغگویی در جمع همهی آنها آنقدر برای این آقا آسان شده که تازه برای این فک زدنهایش جوابیه هم میخواهد صادر کند! نهایتِ پرورروییست ...
پروژه ترم دوم Swinburne را هم با موضوع «مرکز کهکشان»، یکهفتهایست که فرستادهام برای دکتر Bhat، تا همین روزها این آخرین نمره نیز در لیست نمرات این ترم ما درج، و کارنامه صادر شود. تا حالا پیشرفت ما حدود 82% بوده که امیدوارم با کسب نمره خوبی در پروژه بتوانم رکورد 85% را شکانده، به مقام HD برسم! چه آرزوهای خوبی ...
تلسکوپ فضایی هابل هم برای پنجمین و آخرین بار، سه هفته پیش در جریان مأموریت STS-125 توسط سرنشینان شاتل آتلانتیس تعمیر شد تا با چشمانی بازتر و دقیقتر به تماشای آغازینْ ثانیههای پیدایش بپردازد ...
امشب هم قرار است مأموریت ژاپنی ِ Kaguya به ماه برخورد کند و از بین برود وبدینترتیب، مأموریتش به پایان برسد. اگر خدا بخواهد، قصد دارم نور حاصل از انفجار را اگر توانستم، پشت تلسکوپ ببینم و حتی از آن عکسبرداری هم بکنم! ملاحظه کردید که همهی اینها آرزو بود!
خب دیگر؛ نوشتنْ فکر کنم بس باشد، آنهم برای دستانی که هفتهها به قلمی نخورده.
بههرشکل، اگر بناست حقی برای رأی دادن ما ملت، و برای من بهطور اخص، وجود داشته باشد، بهقول سرگئی ایوانویچ ِ رمان آنا کارنینا، "نتیجهی آن، نمودار ارادهی ملت نیست"؛ چراکه، گذشته از وقایع بعد از انتخابات آن سال، دستکم تکلیف تهمتهای آقای رئیسجمهور حین همان مناظرات، هنوز مشخص نیست؛ آنهم در حکومتی که دعویِ مسلمانی دارد. اما من از آنجاکه حق دارم از این حقام بگذرم، باز رأی میدهم؛ چون گرچه به قول سیف فرغانی، "تو مسلمان گشته و از نامسلمانْ حاکمان / اندرین کشورْ نمانده از مسلمانی اثر"، ولی: "عارفان بیجای و جامه، عالمان بینان و آب / خانقَه بیفرش و سقف و مدرسهْ بیبام و در".
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۳/۲۲ ساعت 9:31 AM توسط ارداویراف
|

برای نشستن در این منصب و مرهمی بر دل این ملت بیچاره در این مَقطع از زمان نیست. 
